مرضيه محمدزاده

1433

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

يك عطش آيينه بود و همچنان * سنگ باريد گفتم : يا حسين خيمه مىگسترد بر ايوان ظهر * يك شب ترديد گفتم : يا حسين آتش صحرا كه پايان مىگرفت * شعله‌ور گرديد گفتم : يا حسين پيش رويم دست كوتاه زمين * آسمان را چيد گفتم : يا حسين ناگهان گل كرد بر اعجاز نى * كاكل خورشيد ، گفتم : يا حسين صحبت از شام غريبان بود و باز * خنجر و تهديد گفتم : يا حسين از خيال سايه هم خون مىچكيد * چشم من ترسيد گفتم : يا حسين ناى من تقدير شورِ آب را * از لبم پرسيد گفتم : يا حسين بر نگاهِ آبِ دور از دسترس * شرم مىپيچيد گفتم : يا حسين داغ هفتاد و دو غربت را زمين * تازه مىفهميد گفتم : يا حسين